حسینحسین، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 22 روز سن داره

شیرین تر از عسل

جون باباشونن آخه

سلام بابا . آفرین آفرین مبارکه بابا . یه بوس گنده از طرف من و یکی هم از طرف بابا بزرگ که خیلی دوست داشت تو رو ببینه. ای جونم . انشالله 120 ساله بشی . ابنم به شعر که همیشه برات میخونم : چقدر نارن آفرین د.....ل دارن آفرین بوبور شده آفرین ددر بریم آفرین عمر باباشون آفرین ... ... ....
14 مرداد 1390

یک ساله شدم

    بالاخره یکساله شدم.....هورا چقدر خوبه تفلد بازی...... چقدر نازه کیک تفلد...... چقدر بادکنکا نازن هورا   هورا      ...
14 مرداد 1390

قربون خنده هات بشم

عسل مامان اين روزها شيطون تر از هميشه شدي و هر جي مي گذره سرعتت تو راه رفتن هم بيشتر مي شه. از موقعي كه بابا برگشته خيلي ددري شدي تا هر كي مي خواد بره بيرون مي پري بغلش. ديشب وقتي مامان جوني ازت پرسيد پسر كي هستي گفتي ماما بعد با انگشت هاي كوچولو و نازت منو نشون دادي نمي دوني انگار دنيا رو به من دادند.آخه پسر به اين با محبتي هيچ كي نديده. لبخند قشنگت براي مامان از هرچيزي تو دنيا با ارزش تره. هميشه تو زندگي بخند و شاد باش تا ما هم از شادي تو شاد بشيم.
10 مرداد 1390

لغت نامه آقا پسري گل

بيم          .....   برويم بي          .....   بيا   بعضي وقته يعني بگير دد          ......   دد ااو          ..... الو م م       ...... غذا ماماما    ..... مامان بابابابا    .....  بابا جي     ...... شير علاوه بر لغات بالا يك سري لغات مخصوص هم وجود داره كه هنوز رمز گشايي نشده... ...
1 مرداد 1390

شيطونك مامانش

جوجوي مامان چند روزيه چيزي نمي خوره و مامان خيلي نگرانشه .نمي دونم چرا اشتها نداره شايد از دندوناش باشه.اين دتدون هشتم هم حسابي داره اذيت مي كنه. اين قند عسل مامان نه تنها چيزي نمي خوره فعاليتش هم بيشتر شده. توي يك چشم بهم زدن از اين ور اتاق مي ره اون ور اتاق.  از همه چيز مي ره بالا (ترس از ارتفاع نداره) از بين مبلها مثل پيشي ها خودش رو عبور مي ده .خلاصه نمي شه يك لحظه ازش غافل بشي. وروجك مامان روز به روز شيرين تر مي شه. الهي دورش بگردم. كارهاي جالبي هم مي كنه. مثلا در روشن و خاموش كردن تلويزيون استاد شده. علاقه زيادي به آيفون داره.اگه از ش بپرسين كه دست، پا، مو ،گوش، دندون،چشمت كو نشون مي ده. در يك كلام حسين مامان ...
1 مرداد 1390